
امشب شب ِ شام غریبان ... شام غریبانِ عمه و کودکانی که با هر تازیانه گاه در فراق پدر می گریند و گاه در فراق عمو و عموزاده ها گاه در فراق برادر ، با پاهای در خار خلیده به دور خیمه های آتش گرفته فریاد می زنند عمه معجرم سوخت مویم ... دامنم ... عمه که از روزنه خیمه ها تکه تکه شدن و جان دادن تمام عزیزانش را لحظه به لحظه دیده بود صبوری می کند اما از عمق صبر بر این مظلومیت صدای آمدن کسی عمه را تاب و توان داد خدا ظهور یوسف زهرا را نزدیک کند تا مرهمی بر این زخم های کهنه ی چندین ساله باشد ...
ادامه مطلب